تبليغاتX
در حسرت ديدار تو اواره ترينم
 این وبلاگ توسط  ++l) ®. § Q L  هک شد البته ناراحت نباشید هدف ما از هک کردن این وبلاگ دیفیس نیست همناطور که میبینید مطالب وبلاگ سر جای خود باقی است .

و هدف تیم امنیتی قبر از هک کردن این وبلاگ اخطار به کاربران عزیز ایرانی همچنین مدیر سرور

بلاگفا میباشد تا در امنیت سرور خود بیشتر کوشا باشند .

++l) ®. § Q L                           

+ نوشته شده توسط ملیکا در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 3:15 |

اگه يکي رو ديدي که وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميکنه، بدون براش مهمي اگه يکي رو ديدي که وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي اگه يکي رو ديدي که وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميکنه، بدون براش قشنگي اگه يکي رو ديدي که وقتي داري گريه ميکني باهات اشک ميريزه، بدون دوستت داره اگه يکي رو ديدي که وقتي داري با يکي ديگه حرف ميزني ترکت ميکنه، بدون عاشقته.

+ نوشته شده توسط ملیکا در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 11:25 |

دوست آنست که با تو راست گوید ،نه آنکه دروغ تو را راست انگارد

+ نوشته شده توسط ملیکا در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 10:43 |

چقدر عجيبه كه: تامريض نشي كسي برات گل نمياره!... تاگريه نكني,كسي نوازشت نميكنه!... تافرياد نكشي,كسي به طرفت بر نميگرده!... تاقصد رفتن نكني,كسي به ديدنت نمياد!... وتاوقتي نميري,كسي تو رو نميبخشه!!!!!!

+ نوشته شده توسط ملیکا در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 10:41 |

در بیابان پرنده ای بال زنان به من نامه ای داد. نامه راباز کردم خواستم بنویسم دیدم قلم ندارم پس استخوانم را شکستم وقلم تهیه کردم دیدم جوهر ندارم پس رگم را زدم و با ان جوهر ساختم خواستم نامه رابنویسم دیدم کاغذندارم پس صفحه ی قلبم را شکافتم و با محبت گرم نوشتم دوست دارم.

+ نوشته شده توسط ملیکا در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 10:12 |
پرسيدم عشق چيست؟ گفت: آتشي است. گفتم مگر آن

را دیده ای؟ گفت نه در ان سوخته ام.

 

+ نوشته شده توسط ملیکا در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 13:12 |
 

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو.برای عشق

قبول کن ولی غرورت را از دست نده.برای عشق

گریه کن ولی به کسی نگو.برای عشق مثل شمع

بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.برای عشق پیمان ببند

ولی پیمان نشکن.برای عشق جون خودتو بده ولی

جون کسی رو نگیر.برای عشق وصال کن ولی فرار نکن.

برای عشق زندگی کن ولی فرار نکن.برای عشق زندگی

کن ولی عاشقانه زندگی کن.برای عشق بمیر ولی کسی

رو نشکن.برای عشق خودت باش ولی خوب باش

+ نوشته شده توسط ملیکا در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:15 |

از طرف اونی که تنهاست تنها ميره تنهاش ميزارن تنها

نميزاره تنها يك ارزو داره اونم اينكه تنهاش نزاري

+ نوشته شده توسط ملیکا در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:4 |
تو این دنیای نامرد یه پسر نابینا بود که یه دوست دختر داشت

دوست دخترشو خیلی دوست می داشت بهش می گفت:

اگه من دو تا چشم داشتم واسه همیشه باهات می مونم

یک روز یک نفر پیدا شد که چشماشو داد به پسره.

پسره وقتی تونست دوست دخترشو ببینه دید که اونم

نابیناست به دختره گفت دیگه دوست دختر نابینا نمیخوام

از پیش من برو. دختره وقتی داشت می رفت لبخند تلخی

زد و با اشک گفت: مواظب چشمای من باش

+ نوشته شده توسط ملیکا در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:36 |
دوست داشتن اغاز راه است راهی که پایانش

ناپیداست و هیچ کس فکر نمیکنه و اهمیت نمی دهد

+ نوشته شده توسط ملیکا در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:5 |
قلب ادم مثل جزیره دور افتاده است اینکه کسی واسه

اولین بار پا به این جزیره می گذاره مهم نیست مهم اون

کسی که در جزیره می مونه و نمیره

+ نوشته شده توسط ملیکا در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:58 |
روزی اگه چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه

گشتی که گریه کنی صدام کن....بهت قول نمیدم که

ساکتت کنم ولی قول میدم پا به پات گریه کنم

+ نوشته شده توسط ملیکا در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:39 |
وقتی خاطره های ادم زیاد میشه دیوار اتاقش

پر عکس میشه ولی همیشه دلت واسه اون

کسی تنگ میشه که نمیتونی عکسش رو به دیوار بزنی

+ نوشته شده توسط ملیکا در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:34 |
محبت را از چشمانت بیاموز که هر عضوی از

بدنت درد کنه چشم براش گريه مي كنه

+ نوشته شده توسط ملیکا در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:53 |

هِِيچ کسِِِِِِِِِِِي منو دوســـــــــــــــــــــــــــــــت نداره خسته

ام .............. دیگه از آرامش امواج دریا خسته ام من از

آن ساحل که شد غرق تماشا خسته ام از شعر های

غمگین و شاد ، آیه های بی کسی از تنهایی از هرچی

که شد همراه نیما خسته ام سایه ای در دفترم و بر

شعرام افتاده از سیاهی شب تاریک یلدا خسته ام

عشقم آمد دلبری کرد از تنهایی من ترسید و رفت من از

یاد آن عشق که دوستش دارم خسته ام روز و شب در

خواب خود هم در پی گمشده ام بودم دیگر از این دربدر

+ نوشته شده توسط ملیکا در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 20:5 |
زندگی عشق است عشق افسانه نیست

انکه عشق را افرید دیوانه نیست

عشق ان نیست که کنارش باشی

عشق ان است که بیادش باشی

+ نوشته شده توسط ملیکا در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 20:39 |
دوستت دارم و دلیلی برای دوست نداشتنت ندارم

عاشقانه صدایت میکنم تا دست هایم را به اوج اسمان پرواز

دهی تا طعم بودن و زیستن را به من بیاموزی

تا به من بیاموزی دلیلی برای دوست نداشتنت نیست

دلیلی برای نیستن و گریستن نیست

دلیلی برای عاشق نبودن من نیست

دلیلی برای این که معشوق شعر و داستان و

قلبم نیست هرگز هرگز!!!!!!

+ نوشته شده توسط ملیکا در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 0:59 |

هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره

تو چشاش زول بزن تا عاشقی رو تو چشاش

ببینی اگه نگات کرد عاشقته اگه خجالت کشید

بدون برات میمیره اگه سرشو انداخت پایین و یک

لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره و اگه لبخند

زد بدون اصلا دوست نداره.

+ نوشته شده توسط ملیکا در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 22:24 |
زندگي گل زردي ست به نام غم

مرواريد گلستاني ست به نام اشك

اينه ي شكسته ست به نام دل

و بالاخره فرياد بلندي ست به نام اه

+ نوشته شده توسط ملیکا در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 22:15 |
مرا صد بار هم از خود برانی دوستت دارم

به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم

مرا چه حاصل از جفا کردن چه سودي از عشق ورزيدن

مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم

+ نوشته شده توسط ملیکا در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 22:12 |